Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی
منو اصلی
 صفحه اصلی
· فیل تر شکن

 کاربران
 لیست اعضا
 پیغام خصوصی
 پیامهای سریع
 اخبار
 موضوعات
 ارسال اخبار
 آرشیو مطالب
 آرشیو ردیفی اخبار
 پیوند
 دریافت فایل
 لینکستان
 ضمیمه ها
 بهترینهای سایت
 دفترچه یادگاری
 نظرسنجی ها
 تقویم سال


وضعیت کاربران
در حال حاضر 3 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش آمدید ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .


انتخاب زبان
انتخاب زبان نمایش :



پیامهای کوتاه
پیامهای گذشته   
 


PHP-Nuke 

دلم برای نامه نوشتن تنگ شده بود. نامه نوشتم. گاهی اوقات بعضی آدما تو زندگیت هستن که بودنت رو تعریف میکنن. آدمایی که هرچقدرم دور خودت دیوار بکشی و تنهاییت رو صیقل بدی، اونا رو بی هیچ مشکلی میتونی اون‌تو جا بدی. آدمایی که شاهد تو ان. آدمایی که عاشق بودنشونی. نامه نوشتمشون.

 

دوست دارم وقتایی که از خواب میپری و باور نمیکنی این چیزایی که خواب دیدی خواب بودن. خوابای عجیب و غریب و باور نکردی و ویوید. با یه عالمه اتفاقای فوق العاده. بریم بخوابیم.

 

یه هویی همه حرفام یادم رفت. خل شدم امشب. چه دلم تنگ شده بود واسه خل شدنم.

دلم میخواد بنویسم. خیلی چیزا تو کلمه که باید بنویسم. خیلی حرفا. ولی نمیتونم.

ارسال شده بوسیله ali در مورخه : پنجشنبه، 28 خرداد، 1388 (6 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

PHP-Nukeاون روزایی که عاشق بودیم
اون روزایی که دنیا قدش کوتاه بود
وقتی دلمون میلرزید، همه‌ی زندگی می‌لرزید
وقتی دلمون میریخت پایین میفهمیدیم که دل آدم چه بزرگه
به هم زل میزدیم و همدیگه رو نگا می‌کردیم
با هم چشمامون رو میبستیم و میرفتیم قاطی ابرا، توی جنگلا، توی شهر، زیر پل عابر پیاده، توی مزرعه، توی دشت، توی کلبه، توی استخر، توی قایقی که کج میشد و میفتادیم تو آب، توی قلعه‌های تاریک و ترسناک، توی زیرزمین پر از کارای سفالگری، توی کتابخونه‌ و توی هزارتا از کافی شاپ های تهران. توی خیابونا و خرابه ها.
چشمانو باز میکردیم و برمیگشتیم پیش هم. به هم نگاه میکردیم. توی چشمای هم.
رویا هامون واقعی بود. تو چشمای همو که نگاه میکردیم هر چیزی رو میتونستیم ببینیم ... فقط کافی بود نگاه خودمون دو تا تو هم گره بخوره.

عاشق بودیم. میفهمی؟ عاشق بودیم.
سایه ی مرگ سنگین تر از اون چیزیه که فکرش رو میکردم. میترسم ، میزنم کنار ، گریه میکنم، ساکت میشم. میلرزم. فرار میکنم.
عاشق بودیم. میفهمی؟ عاشق بودیم.
ارسال شده بوسیله ali در مورخه : پنجشنبه، 28 خرداد، 1388 (6 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

PHP-Nuke

تنها که میشم

خسته که میشم

دلم که میگیره

تنگ که میشه

هنگ میکنم

تند و تند مینویسم

پشت سر هم آپدیت میکنم

زود و زود پست سند میکنم

بول شت میگم

وقتشه که الان برم یه دیونه پیدا کنم

خودمو باهش تخلیه کنم

 تا کار دست خودم ندادم

گود بای ی ی ی ی ی ی ی ی

ارسال شده بوسیله ali در مورخه : چهارشنبه، 20 خرداد، 1388 (6 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

PHP-Nuke

دیگه طاقت نمیارم ، دیگه ساکت نمی مونم

از اینکه عاشقت بودم ، یه جورایی پشیمونم

 

ارسال شده بوسیله ali در مورخه : چهارشنبه، 20 خرداد، 1388 (6 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

PHP-Nuke

باور کن ..

توی ِ دنیای ِ به این بزرگی ، میان ِ اینهمه آدم ، فقط و فقط یک نفر است که تو را می فهمد .. که دل ِ تو را لمس می کند .. که جنسش از جنس ِ توست ... فقط یک نفر ...

اما بدی ِ قصّهء ادمها اینجاست که ،  بیشتر ِ وقت ها آدم ها یکدیگر را اشتباهی پیدا می کنند ... خیلی اشتباهی ... و بدترش اینکه خیلی دیر هم می فهمند که اشتباه کرده اند .. وقتی می فهمند که به هم عادت کرده اند .. حتی با هم کنار امده اند ..

و این وحشتناک ترین پایانیست که  می تواند برای ِ قصّه ء کسی اتفاق بیفتد  ..

ارسال شده بوسیله ali در مورخه : چهارشنبه، 20 خرداد، 1388 (6 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

PHP-Nukeدلم یه گیلاس گنده رد واین می خواد ...
ارسال شده بوسیله ali در مورخه : چهارشنبه، 20 خرداد، 1388 (6 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

PHP-Nuke

دلم خیلی بد گرفته

کاش یکی اینجا بود تا باهش یه عرخ خوری پیسی راه مینداختم


Yasmin Lavi

ارسال شده بوسیله ali در مورخه : چهارشنبه، 20 خرداد، 1388 (6 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

PHP-Nukeراستی آنجا هم هر کس و نا کس خداست ؟؟ !!

ارسال شده بوسیله ali در مورخه : چهارشنبه، 20 خرداد، 1388 (7 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

PHP-Nuke

اوف ف ف ف

راستی دیشب خواب نگ نگ رو دیدم

خیلی عجیب شده بود کلی قیافه اش تغییر کرده بود

وقتی وارد شد نشناختمش آدمی های که اونجا بودن گفتن فلانی این نگ نگه ها ا ا ا !!

ارسال شده بوسیله ali در مورخه : چهارشنبه، 23 اردیبهشت، 1388 (9 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

PHP-Nuke

اوف ف ف ف

راستی دیشب خواب نگ نگ رو دیدم

خیلی عجیب شده بود کلی قیافه اش تغییر کرده بود

وقتی وارد شد نشناختمش آدمی های که اونجا بودن گفتن فلانی این نگ نگه ها ا ا ا !!

ارسال شده بوسیله ali در مورخه : چهارشنبه، 23 اردیبهشت، 1388 (11 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

مجموع خبرها 420 (42 صفحه | درهر صفحه 10)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 | 36 | 37 | 38 | 39 | 40 | 41 | 42 ]
وضعیت مدیر



نظرسنجی
نظر شما درباره سایت؟

عالی
خوب
متوسط
بد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 189
نظرات : 16


آمار سایت

Free Web Counter

 


ورود به سیستم
نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امکانات مخصوص کاربران استفاده کنید .